جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
353
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
محاصره تسليم و به سرنوشتى گرفتار شد كه دست كمى از آفت مغول نداشت ، ولى اين فاتح به همان اندازه دلير بود كه حسن تدبير داشت و شهر را به رئيس قبيله ترك عباسقلى خان داد كه در برابر او مقاومت نموده و جلب احترام كرده بود و خواهرش را هم به زنى گرفت و اين دستنشانده تا زنده بود در زمان او سرپيچى ننمود و با جديت بسيار در آبادى شهر كوشيد . در زمان جانشين او از سال 1796 نيشابور بىسروصدا به تصرف آقا محمد خان قاجار درآمد و از آن پس همواره تابع حكومت پادشاهى ايران بوده است . فريزر در سال 1821 جمعيت آنجا را كمتر از پنج هزار و كانولى در 1830 هشت هزار و ژنرال گلداسميد در 1872 به همين مقدار اظهار كرد . آخرين نظريه ده هزار است كه با اين دورهء صلح و آرامش طولانى رقم اغراق - آميزى نتواند بود . مقبرهء خيام - در نزد بسيارى از خوانندگان انگليسى ، نيشابور شايد فقط از اين جهت كه آرامگاه عمر خيام ( خيمهدوز ) شاعر و ستارهشناس ايرانى است مورد علاقه باشد و نام او را نسل حاضر بوسيلهء تقرير بسيار استادانه فيتز جرالد و يا ترجمه و اقتباسهاى كممايهتر ديگر مىشناسد . يادم هست كه در مقدمهء يكى از اين ترجمههاى دستهء آخر درخواست التماسآميزى مىخواندم كه اى كاش نسخهاى از ترجمهء نويسنده را راهگذرى در نيشابور نثار گور شاعر سازد و اگر من نسخهاى از آن مىداشتم بدونشك اين درخواست نويسنده را اجابت مىنمودم و با اين كار از سنگينى بارى بىمقدار مىكاستم ، اما بايد عرض كنم وضع و حال قبر خيام حتما مايهء يأس فراوان ستايندگان انگليسى او مىگردد . اين قبر در باغ متروكى واقع شده كه روزگارى باغچه و نهر جارى داشته ، ولى حالا همه علف هرزه است . اثر و خطى راجع به اسم و شهرت شاعر ديده مىشود و جاى نگرانى است كه تعلق خاطر ايرانيان جديد نسبت به تربت عمر خيام همان